نفس!

 

 

 

 ای کاش خدا یه قلب
یه جفت چشم
یه کبد
یه ریه
یه کلیه
و یکی دیگه از هر عضو قابل پیوندی بهمون اشانتیون می داد
تا اینطوری دیگه لازم نبود برای پیوند هر عضوی/ زنده نگه داشتن هر آدمی که یه عضو از تنش به طور طبیعی کار نمی کنه
کسی قبلش مرگ مغزی شده باشه...







پ.ن:....

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/۳٠ نظرات () |
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود...

 

از روی شرم، نه می تونم قرآن بخونم، نه دعا، نه مناجات نامه..
چطور می تونم بگم خدایا من حرفتو گوش کردم و به خاطر ِ تو که دوست نداشتی گناه کنم ، گناه نکردم ، وقتی این کار رو نکردم؛ چطوری بگم دوسِت دارم و حرفت برام سنده وقتی خیلی جاها پای ایمانم لنگیده، چطوری بگم خوبِ تو خوبِ من بوده ، بدِ تو بدِ من که خیلی جاها خوب و بد رو با معیار های خودم یکی کردم، چطوری بگم تو تنها معبود منی وقتی تو کل ِ زندگیم هزار جا که نباید سر خم کردم...





 

 

 



پ.ن1:یه دوستی می گفت: چه طوریه که خدا گناه رو دوست نداره ولی گناه کارها رو دوست داره؟!
پ.ن2:پای ارادتم بد جوری لنگ می زنه... کسی یه شکسته بند ِ خوب سراغ نداره؟!
پ.ن3: ...
پ.ن4: کارگردان یک فیلم مناسبتی: چون کارهای مناسبتی زمان کمی برای تولید دارن، نمی تونیم اون جور که بایدفیلم بسازیم.
پ.ن5: انگار اتفاق های مناسبتی یهو تو تقویم نازل می شن، مثلا ما که نمی دونیم چند ماه ِ دیگه بهمن میاد و یا محرم کی از راه می رسه..
پ.ن6: برنامه سحرهای فرزاد جمشیدی رو از دست ندید، یه تنه جبران تموم بی سوادی  اهالی تلوزیون رو می کنه.

 

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/٢٧ نظرات () |
 

 

 

 

باران نغمه آمدنت نبود
و من چه ساده دل بسته بودم به اینکه:
باران که می آید تو می آییی

 

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/٢۳ نظرات () |
حس و حالم خوش نیست..

 

 


گاهی وقت ها از فکر کردن می ترسم، ترجیح می دم همون آدمی باقی بمونم که سرشو تو لاک خودش فرو برده و هیچ چی نمیبینه و نمی شنوه و البته نمی فهمه و یا ترجیح می دم کسی رو نبینم و نشناسم و بی رنگ و نامرئی باشم تو ذهن و خاطره همه آدمها، راستش اولش حسش قشنگه ولی دوباره فکر اینکه مرگت برسه و هیچ کی نباشه که یادش مونده باشه که تو هم یه وقتی بودی تا از نبودنت نگرون بشه و سراغتو بگیره خیلی می ترسونتم واسه همین دچاره حسه الانم می شم و تصور و خیالم به شدید ترین شکل ممکن شروع به فعالیت می کنه و سعی می کنه جسممو  لا به لای این همه سیاره و کهکشون بچرخونه تا شاید تو یکی از این سیاره ها یه موجوده کوچولوی دیگه پیدا بشه که اونم تنهاست و همه دلش نگرون گل قرمزشه...



فکر می کنی اگه راه بری و ذهنت رو دگیر قدم زدنت بکنی یکم سر و صدای ذهنت رو کمتر بشنوی ، یا امیدواری که ذهنت از دیدن این همه چیزه جدید خسته  شه یا فعالیت هاشو سوق بده یه سمت دیگه که اینقدر تلخ بودنت رو تو ذوقت نزنه، ولی نمیشه و تنها نتیجه ی در کناره آدم ها بودن ، منزوی شدن بیشترو بیشتر تو لاک خودت فرو رفتنه!



دوباره برگشتن به جزیره و فکر کردن و فکر کردن و فکر کردن....


این روزها هم عجیب روزهاییه.

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/٢۱ نظرات () |
سیمای صلح

 

 

 

 

من هر جا را که کبوتر سپید آشیان دارد می شناسم
طبیعی ترینش سر ِ انسان است.

      *

عشق به عدالت و آزادی
میوه ای شگفت به بار می آورد
میوه ای که هرگز نمی گندد
چرا که به طعم خوشبختی است.

      *

کاش چهره بشر دریابد
فایده ی زیبایی را
زیر بال اندیشه.

      *

نان برای همه، گل برای همه
ما همه سوگند خورده ایم
با گام های بلند گام می سپاریم
و راه چندان دراز نیست.

      *

نیکبختی من نیکبختی ماست
آفتاب من آفتاب ماست
ما زندگی را قسمت می کنیم
فضا و زمان از آن ِ همه است.

      *

ما دیگری را ساخته ایم
چون دیگری که ما را ساخته است
ما نیازمند هم بودیم.

      *

ای خوبرو، بال بگشا
فرزانگی را بر زمین هموار کن
چرا که ما راستین می شویم.





.: پل الوار:.





 

 

پ.ن: چشماممو بستم و گفتم خدایا تو که می دونی من تو این گرما نفس کشیدنم هم به زوره خودت یه رحمی بکن، الان 4 روزه منو مهمون رحمتش کرده، هوا یه جوریه که باورت نمیشه نیمه مرداده، فکر می کنی پاییز اومده.

 

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/۱۸ نظرات () |
و هو شهر الرمضان..

 

 

 

ستایش خدای را که قرار داد از آن طریق یکی را ماه خود، ماه رمضان که ماه روزه گرفتن و ماه اسلام است. ماه پاکیزگی و ماه آزمایش و ماه قیام اهل ایمان است( ماهی که خداوند در  آن برای هدایت خلق و برهان اهل ایمان و تشخیص راه حق از باطل قرآن را نازل گردانید)

پروردگارا بر محمد و آل پاکش درود فرست و الهام فرما بر ما معرفت و تفضیل و جلال و احترامات این ماه را و توفیق به حفظ آنچه در این ماه حرام کردی و ما را به روزه داشتن آن با نگه داشتن اعضاء از گناهانت و به کار بردن آنچه در این ماه تو را خوشنود سازد تا هیچ به گوشهایمان سخن لغو نشنویم و چشمان ما به جانب لهو و لعب نشتابد تا آنکه دراز نکنیم دست هایمان را به جانب کاری ممنوع و قدم بر نداریم به راهی ناروا.

خداوندا، تمام این ماه را به طاعتت مشحون ساز و زینت بخش تمام اوقات ما را به عبادتت و مارا یاری کن تمام روزهای این ماه را به روزه داشتن و شبها همه به نماز و زاری به حضرتت کردن و خشوع و تذلل در پیشگاه عظمتت نمودن به پایان برسانیم تا آنکه این ماه روزش بر ما به غفلت از خدا نگذرد و شبش به تفریط پایان نیابد.

 


.: بخش هایی از دعای وارد شدن به ماه مبارک رمضان ، صحیفه سجادیه:.

 

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/۱٠ نظرات () |
امشبی را که سخت باریدم...

 

 

 

نه قدی بلند لازم است
نه دستانی کشیده
فقط کافی است بخواهی
تا آسمان دلم
یک سبد ستاره تقدیمت کند.

 

 

 

 

 

 

پ.ن:اگر همین جا که من ایستاده ام باشی، خواهی دید چقدر فاصله است از من  تا آنجا که بودنت آغاز می شود.

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/۱ نظرات () |