می دانم؛ تو در حوالی روزهایم هستی

 

 

 

سطر های سفید را دوست تر دارم
یاد داشت های نوشته نشده و
لحظه های ثبت نشده...
چرا که  این بودن های نا مرئی
باور محو شدن و سبک بال بودن را در من پر رنگ تر می کند.





پ.ن1: و من همچنان دچار همان خستگی مضاعف خسته کننده هستم...
پ.ن2: برای روزهای گرمت، برای بارون های بی پایانت، برای بودن دائمیت ، دوستت دارم...

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩۱/٤/۳٠ نظرات () |