یک پیشنهاد

 

 

تا امروز که از عمر این وبلاگ میگذره رسم بر این نبوده که از فیلم و فیلم بازی بنویسم، آدمی هستم که زیاد فیلم میبینم ولی آدمی نیستم که تا کسی رو نشناختم بهش فیلم پیشنهاد کنم.اما همیشه هستند اتفاق هایی که با حضورشون تمام باید ها و نباید هاتو کنار می ذاری چون اون اتفاق به نظرت ارزش دوباره تکرار شدن رو داره و باید بگم که از تمام اتفاق هایی که برنامه ایی برای وقوعشون تو زندگیم نریختم  و اون اتفاق بی مقدمه خودش رو در برابر من قرارداده، همیشه استقبال می کنم، چیزی شبیه خود آزماییه، اما گاهی هم اون اتفاق جوری رقم می خوره که فکر می کنم یه هدیه بوده، یه هدیه برای پیشرفت من، تفکر بیشتر من، و یا درست دیدن و فهمیدن چیزی که تا قبل چندان برایم قابل درک نبود.

و آخرین اتفاق پیشنهاد دیدن یه فیلم بود، یه پیشنهاد از طرف برادرم، بلیط رو گذاشت کف دستم و گفت ساعت سه و نیم برو ببینش   - من اگه تکیه می کردم به کلام سارتر که ساعت سه برای هر چیزی یا زیادی دیره یا زیادی زود باید بی خیال این قراره ناگهانی می شدم ، اما نشدم-  درسته که آدم فیلم بازی هستم، اما سینمای ایران هیچ وقت برام وسوسه انگیز نبود، مگه تو کل سال چنتا فیلم ساخته میشه که ارزش دیده شدن داشته باشه و از همین تعداد چنتاشون ارزش به سینما رفتن رو..

اما ناگهان، از لحظه ایی که فیلم شروع میشه و تمام لحظه هایی که فیلم ادامه پیدا می کنه تو خودت رو مبهوت می بینی در برابر تصاویری که جلوی چشمات به حرکت در اومدن. فیلم شور شیرین فیلمی بود که من فکر می کنم هر کسی که تو این مملکت زندگی می کنه باید ببینتش، فیلمی که تو ذره ذره ی خونم جاری بودنش روشن تر از هر اتفاقی بود، فیلمی که روایتگر تاریخی بود که چندان ازش دور نشدیم، تاریخی که حتی تو زمان حال هم جاریه. فیلمی که توش فرمانده ی شهیدی رو نشون میده که به دلت میشنه، با خودت میگی اینه اون فرمانده ایی که همه خواستن نشونش بدن و نتونستن که شخصیتش نه اونقدر والا و اغراق شده بود و نه چندان پایین و اخراجی گونه. فیلم شور شیرین فیلمیه که نباید فرصت دیدنش رو از دست داد  و من فکر می کنم ما مردم این سرزمین از هر  طیفی که باشیم برای کسانی که یک روزی از تمام هستی خودشون گذشتن و برای این مملکت جنگیدن و خونشون رو در این راه ریختن احترام قائلیم و فکر می کنم قبل از هر شخصی بد نیست کسانی این فیلم رو ببینن که هم لباس با شهید کاوه هستند که فراموش نکنن چه کسانی بودن که به این لباس ارزش دادند و ببینن که خودشون در چه جایگاهی قرار دارند.

باید دانش نقد داشته باشی تا بتونی نقد کنی اما من فکر می کنم یکی از نشونه های یه فیلم خوب یا بهتره بگم یه فیلم اقتباصی خوب اینه که کارگردان اون رو شبیه تصورات تو ساخته باشه و تو با دیدن فیلم فکر کنی اون لحظه رو زیسته ایی، اتفاقی که در این فیلم برای من افتاد.

و باید ممنون بشم از آقای جواد اردکانی کارگردان این فیلم، که به من گوشزد کرد که چقدر بدهکارم به آدمی که روزی در این مملکت زیسته و چه کارها که نکرده و من چقدر مدیون آدم هایی از این جنسم.

پس  اگه ایرانی هستین و اگر احساس می کنید که مملکتتون رو دوست دارید، بهتون پیشنهاد می کنم که این فیلم رو ببینید و مثل من لحظه لحظه اش رو اشک بریزید.

 

 

 

پ.ن1: کمی در مورد شهید محمود کاوه.

پ.ن2: بیشتر در مورد شهید محمود کاوه.

پ.ن3: کمی در مورد فیلم شورشیرین.

پ.ن4: کمی بیشتر در مورد فیلم شورشیرین.

نوشته شده توسط در ۱۳٩۱/٧/٢۳ نظرات () |