روح الله (ره)

 

                                                  حضرت روح الله (ره)

 

 

نوشتن برای تو و به نام تو برای من، که تنها تو را ازدورن قاب شیشه ای دیده و شناخته ام و صدای زیبایت را از تصاویر آرشیو شده تلوزیون شنیده ام، نه تنها سخت نیست که دلنشین تر و شیرین تر از تمام آنچه است که با پوست و خون آنها را لمس کردم...

 

من در روزگار بودنت بوده ام،
از همان هوایی که تو را داشت، ریه هایم را پر کرده ام و تغذیه شده از نگاه گرم توام؛
گرچه آن زمان نه اختیاری برای به خاطر سپردن آنچه دیده ام داشتم و نه توانی!
اما تورا لمس کردم، مثل همه آنهایی که فرصت لمس تو را داشتند
و بوییدمت چونان آنهایی که از عطر تو سرمست شدند...

زبان این فرزند کوچکت قاصر است از نوشتن برای همچون تویی
تو که نام معمار انقلاب، به حق با نامت یکی شده است.
راستی، معمار انقلاب ، حواست به این روزهای ما هست؟
می بینی طرفداران هر جناحی داد آن دارند که پیرو خط تو اند؟
حتی آن سلطنت طلب ِ خارج نشین ِ فربه شده از خون هم میهنان خود، نیز به اسم پیرو خط امام بودن به میدان می آید
می دانی، این روزها دیگر سخن از به موزه رفتن اندیشه های تو نیست
این روزها تنها صدای اعتراض است که به گوش می رسد...

تو می دانی چه شده است که هر روز صدای فریادی را می شنویم که نسبت به پخش گزینشی حرف هایت اعتراض دارد؟
مگر حال و هوای آن روزهای تو نیز شبیه حال و هوای امروز ِ یاران آن روزهایت بود؟!
مگر همه کسانی که به نحوی تورا شناختند، زبان به اعتراف از صلابت در گفتار و رفتار تو باز نکردند؟
اینها که امروز تنها اعتراض، البته آن هم به شیوه قرون وسطایی که شاید بهتر باشد بگویم به شیوه خیلی پیشتر آن را بلدند، مگر خواب بودند تا ببینند مردی که از پله های هواپیمای فرانسوی، پا به خاک وطن گذاشت ، همان خمینی دهه 40 بود؟
و مردی که 14 خرداد چشم از این جهان بست نیز...
مگر حرف هایت را نشنیدند؟
مگر فراموش کردند همه سال های داشتنت را که امروز به پخش گزینشی حرف هایت اعتراض دارند....

مگر خمینی مثل یاران دیروزش اسیر وسوسه های نفس خود بود که روزی این جناحی باشد ، روزی آن جناحی 
روزی حرفی بزند که به مذاق این جناح خوش بیاید ، روزی به مذاق آن جناح؟!
مگر آنهایی که خود را حافظ و ناشر اندیشه های نابت می دانند، تو را نمی شناسند؟
مگر برای حتی یک بار هم که شده حرف هایت را نشنیده اند...؟

نمی دانم،
نمی دانم ما اینگونه درگیر زمان شده ایم که به راحتی همه چیز را فراموش کرده ایم
و حتی گاهی مسائل را دگرگونه می بینیم یا ...
نمی دانم..

 

می گویند از ویژگی های جسم زنده تاثیر گذاری اش بر موجودات دیگر است
سال هاست با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امید وار به فضل خدا، ترکمان کرده ای، اما بی انصافی است اگر بگوییم در طول این سال ها نگاه گرمت را حس نکرده و صدایت را نشنیده ایم ..
آری .. هنوز نگاهت، گرمی بخش قلب های نا آراممان و صدایت دلنشین تر از تمام نواها ، وجودمان را نوازش می کند

 

بگذار دیگران هرچه می خواهند بگویند ... بگذار 13 امامی بخوانندمان..
حس داشتنت لذت بخش ترین حس زندگیمان است و خواهد بود.

 

 


پ.ن1: امروز بر همه مبارک.
پ.ن2: پارسال این موقع چه خبر بود...

نوشته شده توسط در ۱۳۸٩/۳/۱۳ نظرات () |