این روزها که می گذرد...

 

 

 

مرا
   به جشن تولد
          فراخوانده بودند


چرا
     سر از مجلس ختم
               درآورده ام؟

 


         .:قیصر امین پور:.

 

 

 

 

پ.ن1:همه چیز آرومه ، تا وقتی که نمره ها بیاد...
پ.ن2:از تمام دوستان، وابستگان سببی و نسبی، عزیزانی که بی هیچ چشم داشتی به نوعی با دلگرمی های خودشون مایه ی تسلی خاطر اینجانب بودن، تشکر می کنم،
اگه عمری باقی موند تو غمو شادی هاتون جبران میکنم.
پ.ن3: رسما شدیم دانشجوی ترم آخر...
پ.ن4:راستی اگه چیزی از ته دعاهاتون مونده برای ارشد هم یه لطفی بکنید..
پ.ن5:راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و هرکس در هر زمانم به این صلا لبیک
گوید از ملازمان کاروان کربلاست.... شهید مرتضی آوینی

 

نوشته شده توسط در ۱۳۸٩/۱۱/٢ نظرات () |