این نیز بگذرد

 

 

 

 

این روزهای آخر سال هم عجیب دل آدم می گیرد، همه اش شبیه غروب های جمعه شده است انگار و چقدر هم کش دااااار شده اند این روزها...
و چقدر این 365 روز که نه... این 300 و 60 و چند روز برایم عجیب گذشت، خوب که نگاه می کنم می بینم همه چیزش بیشتر از 1 سال بود؛ که اصلا هیـــــچ چیزش شبیه 1 سال نبود!!
چند سالی را با هم قاطی کرده بودند و یکجا به خوردم داده بودند...
قد ِ چند سال قد کشیدم، قد ِ چند سال خمیده شدم، قد ِ چند سال به دست آوردم و قد ِ چند سال از دست دادم... از هر روش و استدلال و استقرایی هم که یادمان داده اند استفاده می کنم، نمی توانم جواب معادله این سال را 1 بیاورم.

β0+α1β1+⋯+αnβn≠1          
   


که البته همیشه هم جواب برابر 1 نبود، خیلی سال ها کمتر از یک، خیلی سال ها هم دقیقا خود ِ یک ، حتی بدون کمترین خطایی و سال هایی هم درست مثل همین امسال چیزی بیشتر از یک ... خیلی بیشتر از 1 ... خیلی خیلی بیشتر...
آنقدر بیشتر که در اوج جوانیم سفید شدند موهایم، خم شد کمرم، چشمانم تا شدندو دست هایم لرزیدند...
در اوج جوانیم شادی و نشاط را چنان با پوست و جانم لمس کردم که هر بار هزاران بار قسم می خوردم که هیچ کس آنچه که من داشته ام را درک و دریافت نخواهد کرد، هیچ کس چون من نخواهد بود، هیچ کس، از آدم ابوالبشر تا خود ِ خود ِ آخرین نفر...
لحظه هایی که همه من بودم، همه ی آنچه که بود من بودم( و من جز تو چه بودم؟! و من حز تو چه مــی توااانستم باشم؟! و چه باشم جز تو که من همه توام...)
چه بی پروا جاری شدم در ذره ذره هستی.. چه کودکانه تسلیم حس سیری ناپذرم شدم برای موشکافی کائنات.. سفری از دیرباز خودم تا دورنمای هر آنچه که هست.
و چه لذت بخش است غوطه خوردن در آموختن و تجربه کردن
و چه سخت است آموختن و تجربه کردن
و چه شیرین است آموختن و تجربه کردن
و بشر چه شور شگرفی دارد برای آموختن و تجربه کردن....











پ.ن1:فقط چند روزه کوچولو مونده که پرونده امسال هم بسته شه، کی می دونه تو این چند روزه کوچولو چه اتفاق هایی که ممکنه بیوفته...
پ.ن2: به پیشنهاد دوست بزرگواری اسم امسال رو به ته اسم وبلاگم اضافه کرده بودم که بعضی چیزها رو همیشه یادم بمونه...
پ.ن3:سال همت مضاعف و کار مضاعف..
پ.ن4:آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن... آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
پ.ن5: همه اونایی که دلتنگن، یه مسافر دارن که چشم انتظارشن، همه اونایی که از نبوده حس قشنگ زندگیشون دیگه داره دلاشون پژمرده می شه، همه اونایی که عاشقن، همه ، همه دعا کنیم برای پر شدن این جای خالی...
پ.ن6: و آن وعده محتوم چه نزدیک است، اگر عاشق باشی...

نوشته شده توسط در ۱۳۸٩/۱٢/٢٤ نظرات () |