سیمای صلح

 

 

 

 

من هر جا را که کبوتر سپید آشیان دارد می شناسم
طبیعی ترینش سر ِ انسان است.

      *

عشق به عدالت و آزادی
میوه ای شگفت به بار می آورد
میوه ای که هرگز نمی گندد
چرا که به طعم خوشبختی است.

      *

کاش چهره بشر دریابد
فایده ی زیبایی را
زیر بال اندیشه.

      *

نان برای همه، گل برای همه
ما همه سوگند خورده ایم
با گام های بلند گام می سپاریم
و راه چندان دراز نیست.

      *

نیکبختی من نیکبختی ماست
آفتاب من آفتاب ماست
ما زندگی را قسمت می کنیم
فضا و زمان از آن ِ همه است.

      *

ما دیگری را ساخته ایم
چون دیگری که ما را ساخته است
ما نیازمند هم بودیم.

      *

ای خوبرو، بال بگشا
فرزانگی را بر زمین هموار کن
چرا که ما راستین می شویم.





.: پل الوار:.





 

 

پ.ن: چشماممو بستم و گفتم خدایا تو که می دونی من تو این گرما نفس کشیدنم هم به زوره خودت یه رحمی بکن، الان 4 روزه منو مهمون رحمتش کرده، هوا یه جوریه که باورت نمیشه نیمه مرداده، فکر می کنی پاییز اومده.

 

 

نوشته شده توسط در ۱۳٩٠/٥/۱۸ نظرات () |